حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 17 محرم 1444 Sunday, 14 August , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2569 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 0×
قضیه ارس، پیامدهای دکترین هژمونی هیدرو پلتیک منطقه‌ای
25 تیر 1401 - 11:23
شناسه : 13023
بازدید 515
0
در هشتم دسامبر 1970، مجمع عمومی سازمان ملل با قطعنامه شماره 2669 از کمیسیون حقوق بین الملل خواست تا پیش نویس موادی را در رابطه با بهره‌برداری از رودخانه‌های بین المللی تهیه کند. کمیسیون مذکور نیز حدود 23 سال تکاپوی سیاسی، اولین پیش نویس در خصوص استفاده از رودهای بین المللی را در 1991 و پیش نویس نهائی را در 1994 تدوین نمود.
ارسال توسط : نویسنده : دکتر حسین شیرزاد، دکترای توسعه کشاورزی
پ
پ

در نهایت پیش نویس ۲۸ ماده ای در سپیده دم روز 21 می 1997، تحت عنوان “کنوانسیون قوانین بهره برداری غیرکشتیرانی از آبراهه‌های بین المللی” به تصویب رسید. تا قبل از تصویب، رژیم حقوقی آبراه‌های بین المللی عمدتاً متکی به عرف و معاهدات دوجانبه و چندجانبه بود. فقدان کنوانسیون فراگیر و جامع، روایت‌های خرد و کلان متضاد بین دولت‌ها درخصوص قواعد حاکم بر آبراه‌های بین المللی را موجب می‌شد و این امر در جای خود زمینه بروز تعارض را  فراهم می‌کرد. در این کنوانسیون مفهوم حوضه آبریز به عنوان یک سیستم یکپارچه در نظام حقوقی بهره برداری از آب‌های مشترک به رسمیت شناخته شده و دولت‌ها نمی‌توانند با تکیه بر وجود رودخانه‌ای در قلمرو سرزمینی خود فارغ از مفهوم حوضه آبریز مشترک حاکمیت مطلق خود را بر آن اعمال نماید. جدای از لزوم مشروعیت‌سازیِ اقدامات هیدروپلیتیکی دولت‌ها، مهمترین قواعد این مصوبه عبارت بود از تعهد به بهره برداری منصفانه و معقول(equitable & reasonable) که کشورهای مجاور رودخانه بین المللی که باید جدای از استفاده بهینه، حفاظت زیست محیطی و اطلاع رسانی و همکاری در اجرای پروژه‌های آبی و طرح ایده مدیریت مشترک حوضه‌ها؛ ساز و کارهای حل و فصل اختلافات در زمینه بهره برداری‌ها را مدنظر قرار دهند. کنوانسیون تا بیستم ماه می سال 2000 در دفتر سازمان ملل در نیویورک برای امضای کشورها و سازمان‌های اقتصادی منطقه‌ای مفتوح بود. طرفه اینکه تا قبل از کنوانسیون 1997 در اصول چهارگانه  “کنفـرانس بـین المللـی آب و محـیط زیـست دوبلین” به سال 1992، معاهده 1975 و و قانون “ماردل پلاتا ” در 1977 نیز به تضمین بهره برداری بهینه از آب‌های آبراهه‌های مرزی توجه شده بود. این موافقت‌نامه بین دو دولت هم شامل رودهای متوالی می‌شود که بالا دست و پایین دست دارد و مرز را قطع می‌کند و هم شامل رود همجوار می‌شود که یک دولت در یک طرف و دیگری در طرف دیگر آن است و بر اساس مواد پنج، شش و هفت “کنوانسیون” که در سال 2014 وارد مرحله اجرایی شد، کشورهای بالادست حق احداث و اجرای پروژه‌های زیربنایی آبی را در بالادست رودخانه، به طوری که سبب بروز مشکلات و آسیب‌های جدی به کشورهای پایین دست شوند، ندارند. ماده 5 کنوانسیون، پنج شرط را برای تعیین حق آبه منصفانه یا معقول احصاء می‌کند که ریشه در عرف بین المللی دارد. نظیر مؤلفه‌های آب شناسی و جغرافیایی شامل لیتوگرافی و هیدروگرافی، مؤلفه جمعیت وابسته به آبراه در هر دو کشور، آثار استفاده از منابع آبی در یک طرف و طرف دیگر، میزان استفاده کنونی هر طرف از آب، مؤلفه حمایت و حفاظت و توسعه منابع آبی و در نهایت مؤلفه در دسترس بودن جانشین‌ها (مثل امکان انتقال آب بین حوزه ای) و امکانات فنی دیگر. لازم بذکر است که به خاطر پیچیدگی‌های آمیخته با مسائل ژئوپلتیکی، هیدرولوژیکی و حقوق حاکمیت سرزمینی، بیش از دو هه این موضوع در سطح سازمان ملل محل بحث و مناقشه بود. در زمان رای گیری این کنوانسیون، ترکیه یکی از سه کشوری بود که در بینِ بیش از 105 کشوری که رای مثبت به کنوانسیون مزبور دادند، به صورت جدی، با این کنوانسیون مخالفت نموده و رای منفی داد. چون این پیمان برای کشورهائی که امضاء نکرده‌اند، تعهد آور نیست، در واقع ترکیه مصونیتی برای خود بوجود آورده است. چنانکه قبل از این تاریخ نیز اگرچه عراق و سوریه درمورد سهم‌شان از آب رودخانه فرات به نتیجه رسیده بودند،آنجا هم اما ترکیه به عنوان سرچشمه رودخانه فوق حاضر به امضای معاهده تقسیم آب نشد. حتی به دفعات بی اعتنایی خود را به رعایت معاهدات بین‌المللی لاهه، توافقنامه هیلسینکی، پاریس، ژنو، بارسلون، مادرید در باب حقوق رودخانه‌های مرزی نشان داده است. در این میان واکاوی تاریخی معاهدات فیمابین رودخانه‌های مرزی ایران و ترکیه از پروتکل سال ۱۹۵۵ میلادی یا (۱۳۳۴ هجری شمسی) رودخانه ساری سو و قره سو با ترکیه، جالب توجه است. آب رودخانه ساری‌سو نیز از دریاچه‌ای به‌نام “بلیگ‌گلو” سرچشمه گرفته و در نزدیکی مرز بازرگان وارد کشور ایران شده و در نهایت به رودخانه زنگمار می‌ریزد و اگرچه پروتکل‌هایی در خصوص بهره برداری از آب آن‌ها بین کشور ایران و ترکیه وجود دارد، ولی همواره بر سر اجرای آن‌ها اختلافاتی وجود داشته است. در­خصوص ساری­‌سو ترکیه متعهد شده است که تحت هر شرایطی ۱/۸ متر مکعب در ثانیه از آب رودخانه را سمت ایران رها کند. طرفه اینکه طول مرز مشترک ایران و ترکیه حدود 580 کیلومتر شامل حدود 545 کیلومتر مرز خشکی و حدود 35 کیلومتر مرز آبی متشکل از رودخانه قره سو 25 کیلومتر و رود نازلوچای حدود 10 کیلومتر می باشد و اراضی کشاورزی بسیاری را مشروب می سازد. اما هیدرو پلتیک ارس، قضیه‌ای بود که تا ایتدای دهه 1970  بعنوان یک مسئله کمتر مورد توجه بوده است. رودخانه ارس بزرگترین رودخانه مرزی ایران بطول  1072کیلومتر است که از  دامنه شمالی کوه‌های “بین گول داغ” در جنوب ارزروم ترکیه سرچشمه می‌گیرد و با گذر از قسمتی از مرز ترکیه و ارمنستان از شمال شرقی روستای «دیم‌قشلاق» مرز ثلاثه (ایران و ترکیه و آذربایجان) به اعتبار عبور از چند سرزمین از جهت اینکه مرز چندین کشور( 200 کیلومتر مرز ایران و جمهوری خودمختار نخجوان و 48 کیلومتر مرز مشترک ایران با جمهوری ارمنستان)  و 475 کیلومتر از آن مرز بین کشور ایران با ارمنستان و آذربایجان را تشکیل می‌دهد. یک رودخانه مرزی و فرامرزی تلقی می‌گردد. در حقوق بین الملل، بین رودخانه مجاور و رودخانه فرامرزی فرق حقوقی وجود ندارد و یا اینکه از لحاظ فیزیکی بین این دو رودخانه تفاوت وجود دارد، با این حال مقررات حقوق بین الملل در مورد این دو دسته از رودخانه بین المللی یکسان است. ارس پس از عهدنامه ترکمنچای از اول اسفند 1206 به عنوان مرز ایران و روسیه تزاری برگزیده شد و از ابتدای قرن بیستم بهره‌برداری از آب رودخانه ارس بواسطه رژیم حقوقی این رودخانه بر‌اساس معاهده ۱۲۹۹ با اتحاد جماهیر شوروی درباره رود ارس، اترک و سایر رودهای ۱۲ گانه مشترک و موافقتنامه‌ای که در سال 1963 بین ایران و شوروی صورت گرفته بود، به نسبت مساوی 50- 50 مشخص می‌شد در حال حاضر هم ارمنستان و آذربایجان، هر دو بر اساس عهدنامه و پروتکل‌های منعقد شده مابین ایران و شوروی سابق از آب رودخانه ارس استفاده می‌کنند. از این رو، با استقلال این دو کشور، سهم ایران از این رودخانه کمتر شده و به یک سوم کاهش پیدا کرده است و در حال جاضر سهم ایران بیش از 33 درصد نیست. ارس، بعد از فروپاشـی اتحـاد جماهیر شوروی از یک رودخانه مرزی(Border) به رودخانه فرامـرزی(Transboundary) تبـدیل شـده اسـت. اصـل حقوقی رایج برای تخصیص و تقسیم آب در رودخانه مرزی، استفاده برابر و در تخصیص آب رودخانه های  فرامرزی و پیاپی، بر اصولی همچون بهره بـرداری معقــول و منــصفانه و وارد نکــردن خــسارت شــدید به کشور پایین دست اســت کــه در عمــوم چانه زنی‌ها، قواعــد و کنوانسیون های بین المللی و منطقه‌ای پذیرفته شده است. حوضـه آبریـز ارس بـا مـساحت نزدیک به 4  میلیـون هکتـار در تقـسیم بنـدی کلـی هیدرولوژی ایران بخشی ازحوضه آبریز دریای خـزر اسـت. ایـن حوضـه از ناحیـه شـمال بـا ارمنـستان و آذربایجـان ، از غـرب بـا ترکیـه و از جنـوب و شـرق بـا حوضـه هـای ارومیـه و تالش- انزلی هم مرز اسـت. بر اساس تخمین ها حدود۴۰ در صد حوضه آبریز رودخانه ارس در ایران، ۴۰ در صد در جمهوری آذربایجان و در حدود ۲۰ در صد نیز در خاک ترکیه واقع شده است و کمی بیش از 52 در صد از آب رودخانه ارس از دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان، 35 در صد از خاک ترکیه و 13 در صد باقیمانده نیز از کشور ما تامین می گردد. بر اساس آمار متوسط 30 ساله حجم آورد سالیانه آب جاری ارس در قسمتهای مختلف رودخانه به دلیل اضافه شدن سرشاخه ها به آن متفاوت است بطوری که حدود 10 و نیم میلیارد متر مکعب در منابع ایرانی و حدود 13 میلیارد متر مکعب در منابع ترکیه تخمین زده شده، این مقدار در محل سد ارس طبق گزارشات موجود حدود 8 و نیم میلیارد مترمکعب گزارش شده است.سرچشمه های ورودی رودخانه ارس عبارتست از 4 میلیارد متر مکعب از ترکیه، 2 میلیارد متر مکعب از ارمنستان، 2 میلیارد متر مکعب از آذربایجان و 2 و نیم میلیارد متر مکعب از ایران منشاء می گیرد. رود خانه “ارس -کورا” یکی از مهمترین منبع آبی و محیط زیست مشترک سه کشور جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان در قفقاز جنوبی است. بطوریک حدود 182 هزار هکتار اراضی دشت میل در جمهوری آذربایجان به ارس وابسته است. سد ارس نیز بعـد از اولـین جنـگ قـره بـاغ در خاک ایران و با هزینه ایران ساخته شده اما طرف جمهوری آذربایجان هم طبق توافقنامـه سـال 1988  میان ایران و اتحاد جماهیرشوروی سابق از آن منتفع است. بـرای جمهـوری آذربایجان، تأمین آب از منـابع سـطحی در حوضـه ارس بـسیار بیـشتر از ارمنـستان و گرجستان اهمیت دارد. ارمنستان نیز دو سد بزرگ با ظرفیت ۲۵۰ میلیون مترمکعب و ۹ سد کوچک ۵ تا ۱۰۰ میلیون مترمکعبی در مسیر ارس با هدف کنترل سیلاب‌ها احداث کرده است. رود ارس مهمترین منبع آبی منطقه شمال غرب کشور و تغذیه کننده دشت‌های وسیع و حاصلخیز در استان‌های آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل نظیر 90 هزار پارس‌آباد و مغان و دشت اردبیل محسوب می‌گردد. اگرچه میـزان وابـستگی ایـران بـه آب هـای فرامـرزی حدود 7 درصد است اما این وابستگی در مواردی همچون دشت مغان به 80 درصد مـی رسـد آن قــسمت ازحوضــه ارس کــه در ایــران قرارگرفتــه در منتهی الیه شمال غربی کشور و در ساحل سمت راست رودخانه و در استان های آذربایجان غربـی، آذربایجان شرقی، اردبیل و بخش کوچکی از استان گـیلان واقـع اسـت کـه حـدود 41 درصـد از مساحت کل حوضه ارس را تشکیل میدهد. حق‌آبه شرب، صنعت، کشاورزی و محیط زیست ایران در حوضه آبریز فرامرزی ارس، ذخایر آب سدهای ارس، خدآفرین و قیز قلعه سی به همراه بخشی از تأمین آب شرب حداقل 27 سکونتگاه شهری و روستایی و معیشت بهره برداران کشاورزی در سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل با این رود گره خورده است. آذربایجان غربی با دارابودن حدود یک میلیون هکتار اراضی قابل کشت و ۸۰۰ هزار هکتار اراضی زیر کشت اعم از باغی و زراعی با تعداد ۲۳۵ هزار بهره بردار در این استان و تولید حدود 7 میلیون تن محصول در ۷۰۰ هزار هکتار زمین زراعی و ۱۱۵ هزار هکتار باغات و استان آذربایجان شرقی با بیش از 244 هزار بهره بردار کشاورزی و یک میلیون و 319 هزار و 713 هکتار اراضی کشاورزی یکی از مهمترین استان‌های کشاورزی کشور به حساب می‌آیند.مجموع بهره‌برداران بخش کشاورزی استان اردبیل 115 هزار نفر می باشد که در بیش از 330 هزار هکتار مشغول بکارند. معیشت بیش از 90 درصد بهره برداران این سه استان به دبی ارس وابسته است بنابراین ارس نقش مهمی در نظام های بهره برداری کشاورزی، پوشش گیاهی، شرایط اکوسیستم منطقه، تنش های آبی دشت مغان، اشتغال روستایی، حفظ زیستگاه ماهی های کپور، آمور، صوف و امنیت غذایی این سه استان بازی می کند و لازم است کمیته های مشترک وزارت نیرو، جهاد کشاورزی و امور خارجه با حساسیت بیشتری موضوع حوضـه آبریـز ارس را در دستور کار قرار دهند و تحرکات دیپلماتیک بیشتری مورد انتظار است. بویژه آنکه برداشت عمده ایران از ارس تاکنون تقریبا منحصر به جلگه مغان و چند دشت کوچک در واقع کمتر از حقآبه‌اش بوده است، اما در آینده با افزایش نیازهای آبی برای توسعه اقتصادی و کشاورزی، برداشت‌ها و نیازهای آبی ایران بیشتر خواهد شد.

پس از آنکه ترکیه از اوایل دهه 80 میلادی برنامه ریزی و ساخت مجموعه ای از سدها روی دجله و فرات در پروژه آناتولی جنوب شرقی”طرح گاپ”(GAP) ، را کلید زد، موضوع آب به یک ابزار قدرت نرم در سپهر سیاست خارجی ترکیه تبدیل شده و اکنون وزارت امورخارجه ترکیه؛ نهاد مرجع برای تدوین و همچنین اجرای سیاست آبی ترکیه در حوزه فرامرزی تبدیل شده است پس از اتمام طرح عظیم گاپ مشتمل بر احداث 22 سد و مخزن (14 سد روی فرات و 8 سد روی دجلـه) و 19 مرکز برق آبی در9 استان جنوب شرقی ترکیه؛ سیاستهای کلی هیدرولوژیک ترکیه درباره آب های مشترک و فرامرزی از جملـه ارس – کُـورا را نمایان تر شد. در آن زمان، ترکیه فقط با تکیه بر روی سرچشمه کورا -ارس با ساخت سد “آخوریان -آرپا چای” با مشارکت ارمنستان از منابع ارس سود می برد، اما از  اواسط سال ۱۹۹۸  با الهام از آموزه های گاپ، در پی طراحی و توسعه سازه های هیدرولیکی پروژه “داپ(DAP)  (پروژه آناتولی شرقی)”در 14  استان ترکیه (23 درصد از مساحت ترکیه و تامین آب کشاورزی 5/1 هکتار از اراضی کشاورزی)، ازحوضه رودخانه ارس برآمد و با مطالعه  400 طرح و ساخت۱۴ سد، 62 پروژه آبیاری اراضی کشاورزی و نیروگاه برق-آبی برنامه شروع بکار نمود؛ پیش بینی میشود بعد از اتمام این پروژه درآمدزایی در حوزه  پروژه های آبیاری 078/1 میلیار دلار، حوزه انرژی 300 میلیون دلار و  40 میلیون دلار در حوزه آب شرب خواهد بود. بر اساس گزارش های منتشر شده تا 2020  تعداد 35 پروژه آبیاری اجرا شده و بیش از 525 هزار هکتار اراضی زراعی در حال بهره برداری است و تعداد، ۵ سد و نیروگاه برق-آبی و سد بزرگی با نام «کاراکورت» به با هزینه معادل 220 میلیون دلار، عنوان مهم‌ترین سد ترکیه بر حوزه آبخیز ارس به اجرا در آمده است. آبگیری سدکاراکورت (گرگ سیاه) با ارتفاع 124 متر، طول بدنه 142 متر، طول تاج 497 متر و شش میلیون متر مکعب عملیات سنگ ریزی و اسفالت و ظرفیتی بالغ بر 1 میلیارد و 600 میلیون متر مکعب در خرداد 1399 در منطقه “ساری گامیش استان قارص” علاوه بر تأمین آب شرب و کشاورزی منطقه “دشـت ایغـدر اسـتان قـارص”، قادر است 100 مگـاوات (حجم تولید برق سالیانه آن ۳۴۵GWh) بـرق تولید کند. ایغدیر از مناطق مهم کشاورزی آناتولی شرقی مشهور به ” چوکوراوای شرق” و از قابلیت و ظرفیت بالای زراعت، باغبانی(توسعه باغات پسته آناتولی) و دامپروری برخوردار است. به اعتقاد کارشناسان، مناطق شرق و جنوب شرق ترکیه از نظر اقتصادی اجتماعی و سیاسی توسعه نیافته هستند. اصلی‌ترین دلیل این توسعه نیافتگی‌شان هم مسئله قومیت و هویت در پیوند با آب است. هدف ترکیه از پی ریزی داپ، ارتقای قدرت و اقتدار دولت در مناطق روستایی،کنترل قومیتی، ترکی‌سازی منطقه آناتولی شرق و جنوب شرق با استفاده از زیرساخت‌های هیدرولیکی و بهره برداری از منابع آب و دگردیسی تدریجی تغییرات اجتماعی اقتصادی با تکیه بر نوآوری‌های طرح‌های آبیاری-کشاورزی در این منطقه و در نهایت پیگیری دکترین عمق استراتژیک به به دنبال هژمون شدن در منطقه غرب آسیا و قفقاز میباشد. با احداث سد کاراکورت به مثابه یک مأموریت هیدرولیکی، حوضه آبریز فرامرزی ارس که بدون توجه به مسائل بین المللی و حقابه کشورهای ذی‌نفع در پایین‌دست، ساخته شده است، حجم آب جاری رودخانه ارس۱.۶ میلیارد متر مکعب کاهش و کیفیت آب ورودی به ایران تغییر می‌یابد. با اتمام آبگیری این سد، بی‌شک کشورهای همسایه رود ارس از تبعات آن متأثر خواهند شد که کاهش میزان تولید برق و آسیب به کشاورزی دو سوی ارس از این جمله است. سیاست آبی ترکیه به این قانع نشده و در پی ساخت دو سد دیگر بنام “توزلوجا” سد “اونلندی” در منطقه ارس شهرستان توزلوجای استان ایغدیر در مرز مشترک بین ارمنستان با ظرفیت 290 میلیون متر مکعب و سد “سویلمز” به حجم 1 میلیارد و 280 میلیون مکعب در بالا دست و  پایین دست سد کاراکورت برروی بستر اصلی رودخانه ارس است. هر یک از این سدها می‌توانند سالانه میلیون‌ها متر مکعب آب را از رود ارس منتزع ساخته و جریان این رود را در پایین دست با مخاطره مواجه کنند. چنانکه این سناریو نظیر طرح گاپ بر مـسیر دجلـه و فـرات در عـراق و سـوریه رقـم خـورد .دیپلماسی آب ترکیه در راستای مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه نیست، بلکه در جهت “دکترین هارمون”، دماکوژی آبی و تقویـت هژمونی آبی این کشور قرار دارد. اتخاذ این رویکرد، تاب آوری و پایداری اکوسیستم منطقه را تقلیل داده، رقابت و احتمالا تعارضات را بـه جای همکاری در حوضه‌های آبی مشترک ارس ترویج می‌دهد. ایران تاکنون چهار سد روی ارس و سرشاخه‌های آن احداث کرده است که شامل سد سـبلان با ظرفیت بـالغ بـر105 میلیون مترمکعب بر روی رود قره سو، سد ماکو با ظرفیت بالغ بر 150 میلیـون متر مکعب روی رود زنگمار، سد ستارخان بـا ظرفیـت بـالغ بـر 135 میلیون مترمکعب مترمکعـب روی رود اهرچـای و سـد ارس بـا ظرفیتـی بـالغ بـر 1 میلیـارد و 350 میلیـون مترمکعـب روی ارس اسـت. ایران تهیه و اجرای طرح‌های آبیاری چندی را نیز در دسـتورکار قـرارداده است که با توجه به چند منظوره بودن آن می تواند الگوی مدیریت یکپارچه آب باشد. یکـی از این طرح های در دست اقدام، انتقال آب ارس به تبریز و دریاچه ارومیه برای نجات هـم زمـان این دریاچه و تامین آب شرب و کشاورزی مناطقی است که در مـسیر انتقـال آب قراردارنـد .طرح انتقال آب ارس شامل آبگیری در حاشیه رودخانه ارس در شهر جلفـا بـا ظرفیـت 300 میلیون مترمکعب در سال، خط انتقال فولادی به قطر 2000 میلی متر و طول 134 کیلـومتر با ظرفیت انتقال 7 متر مکعب در ثانیه است. پروژه 140 کیلومتری انتقال آب ارس به دشت شبستر، تبریز و دریاچه ارومیه نیز با تأخیر فراوان در حال انجام است. مرحله اول پروژه 47 هزار هکتاری پایاب سد خدافرین نیز که با اعتبارات یک میلیارد دلاری صندوق توسعه ملی در سال 98 توانست با احداث تاسیسات آبیاری و کانال کشی و تخصیص اراضی ملی به بهره برداران در پی انتقال آب ارس بود تاکنون بدلیل عدم انجام تعهدات وزارت نیرو به نتیجه نرسیده است. در صورت بهره‌برداری کامل از سد “کاراکورت، سویملز و توزلوجا ” حجم ذخیره آب در سدهای ارس، خداآفرین و قیز قلعه‌سی که مصارف دشت های کشاورزی آذربایجان ها و اردبیل را بر عهده دارند به‌شدت کاهش خواهد یافت. دشت‌های وسیع و حاصل‌خیز شمال‌غرب کشور نظیر پارس‌آباد، مغان و اردبیل با کمبود شدید منابع آب مواجه شده و با توجه به اینکه خداآفرین تأمین‌کننده آب کشاورزی سه شهرستان پارس‌آباد، اصلاندوز و بیله‌سوار مغان است، مسئله بغرنج‌تر خواهد شد. طرح آبیاری شبکه پایاب سد خداآفرین در منطقه مغان ۴۳ هزار و ۴۳۵ هکتار از اراضی دیم دشت مغان را تحت پوشش قرار می‌دهد. ایران در پایین دست حوضه ارس قرار دارد و بخش قابل توجهی از آورد این حوضه از ترکیه می‌آید. تغییر وضعیت در سرچشمه‌های این رود که عمدتاً در مناطق شرقی  ترکیه قرار دارد بر سکونتگاه‌های روستایی و اراضی زراعی و باغی سه استان ایران تأثیرگذار است. سرمایه‌گذاری ایران در شبکه آبیاری و زهکشی خداآفرین به عنوان مدرن‌ترین شبکه شمال غرب کشور که آب مورد نیاز آن از طریق سد مخزنی خداآفرین با ۱.۶ میلیارد مترمکعب ظرفیت تعبیه شده و سد تنظیمی-انحرافی قیزقلعه با بیش از ۵۰ میلیون مترمکعب ظرفیت در بالادست همچنین آبیاری بیش از 80 هزار هکتار از اراضی کشاورزی پایآب خداآفرین به مخاطره می‌افتد. در زمینه تأمین آب شرب نیز کمبود آب تبریز در تابستان مشهود است و تعدادی از روستاهای دشت مغان و استان اردبیل از کم‌آبی رنج می‌برند به شیوه سقایی آب شرب مورد نیاز آن‌ها تأمین می‌شود، حتی آب ارس در بخش کشاورزی استان‌های دیگر نیز مورد استفاده قرار میگیرد. مبحث آلودگی آب ارس نیز مسئله مهمی است. ارمنستان صد در صد، گرجستان ۶۰ درصد و جمهوری آذربایجان ۵۰ درصد فاضلاب خود را به رودخانه ارس سرازیر و آب‌های این رودخانه را آلوده می‌کند. ارمنستان ضمن زیر پا گذاشتن مقررات بین‌المللی با ریختن پساب‌های صنعتی حاوی عناصر سنگین کارخانه مس و نیروگاه “متسامور” به رودخانه ارس معضلات زیست محیطی متعددی بوجود آورده است. لذا، جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس کنوانسیون 1992هلسینکی، بند سوم فصل18دستور کار 21 از طریق اعتمادسازی هیدرولوژیکی و هیدروپلیتیکی و استمرار گفت و گوها، و با گفتمان “ایجاد مناطق حفاظت شده ویـژه در داخـل اکوسیـستم‌هـای فرامـرزی” ، پیگیری یک دکترین هیدرو دیپلماسی متقن و انعقاد قراردادهای حقوقی محکم و یا از طریق اقامه دعوا در مراجع حقوقی بین المللی نسبت به سیاست های هژمون آبی ترکیه و فرصت سازی این کشور از طریق منابع آبی مشترک در حوضـه آبریـز ارس عکس العمل نشان دهد. انتظار می رود وزارت جهاد کشاورزی نیز به موازات تلاش‌های دپیلماتیک وزارت خارجه و نیرو، بدلیل حجم انبوه سرمایه‌گذاری‌های آبی- خاکی صورت گرفته طی دو دهه در این منطقه، موضع مسئولانه تری در خصوص پیامدهای کوتاه مدت و میان مدت کم آبی‌های پیش روی در الگوی کشت این سه استان در پیش گرفته و برنامه‌ریزی دقیق‌تری در مواجه با این پیامدها از خود نشان دهد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.